شما اینجا هستید: سایت مهندسی زلزله > مقالات > مقالات تخصصی > اعتراض بی طرف

 

بازگشت به صفحه اصلی

بازگشت به بخش مقالات

اعتراض بی طرف : سازمانهای غیردولتی برای کاهش خسارتهای زلزله تلاش میکنند

سازمانهای غیردولتی برای کاهش خسارتهای زلزله تلاش میکنند

اعتراض بی طرف

 

 این مطلب در روزنامه شرق مورخه سیزدهم آبان 83 به چاپ رسیده که درواقع خلاصه ای از مقاله "نقش سازمانهای غیردولی در کاهش خسارتهای ناشی از زلزله است"

 

 

سازمان هاى غیردولتى براى كاهش خسارت هاى زلزله تلاش مى كنند

اعتراض بى طرف

مهدى وجودى - علیرضا سعیدی

سازمان هاى غیردولتى در نظم نوین جهانى علاوه بر اینكه به عنوان نمودى از دموكراسى در جوامع مطرح مى شوند، به عنوان نهادهاى موازى دولت بخشى از بار اجرایى دولت را بر عهده مى گیرند. با توجه به ماهیت مردمى بودن این سازمان ها، در واقع ارگان نظارتى مردم به فعالیت هاى دولت در جهت اجراى خواسته هاى آنها نیز به شمار مى روند.
نقش NGOها در بحران هاى اجتماعى نیز با تكیه بر خصوصیات آنها حساس به نظر مى رسد.
كشور ایران، به دلیل قرار گرفتن در منطقه خاص تكتونیكى كره زمین، همواره شاهد وقوع زمین لرزه هاى مخرب و شدید بوده است. از سوى دیگر به دلیل ساختار اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى حاكم بر آن گاهى شاهد تشدید خسارت هاى ناشى از زمین لرزه به دلیل سوءمدیریت ها و نیز عملكرد نادرست نیروهاى مردمى به هنگام وقوع شرایط بحران بوده ایم. كاهش خسارت هاى ناشى از زلزله در چنین كشورى نیازمند همكارى تمام ارگان هاى دولتى و غیردولتى با یكدیگر است، چرا كه دولت به تنهایى توانایى كنترل آسیب هایى در این وسعت و نیز آموزش هاى همگانى و عمومى در سطح جامعه را ندارد. از طرف دیگر در كشور ایران به دلیل وابسته بودن تمام سازمان ها و ارگان هاى مرتبط با فعالیت هاى عمرانى و ساخت ساز به دولت، امكان نظارت بى طرف بر این فعالیت ها وجود ندارد. در این بین سازمان هاى غیردولتى مى توانند به عنوان ناظر بى طرف به نقد فعالیت هاى عمرانى و مراحل مختلف ساخت و ساز و بازسازى ها و نیز در مراحل مختلف امدادرسانى و كاهش آلام ناشى از پدیده زلزله و سایر حوادث طبیعى عمل كنند.


تشكلى به نام NGO
در تعاریف جهانى، سازمان هاى غیردولتى شامل جمعیت ها، گروه ها و نهادهاى انسانى و خودجوش و برآمده از مردمى هستند كه مهمترین شاخصه خود را در استقلال از دولت تبیین مى كنند. امروزه سازمان هاى غیردولتى با فعالیت غیرانتفاعى و داوطلبانه در جهت رفاه و خدمات عمومى به انجام فعالیت مى پردازند. این سازمان ها بنا بر تعریف بانك جهانى در كاهش دردها و افزایش منافع فقرا و حفظ محیط زیست، تامین خدمات اجتماعى و توسعه اجتماعى ملى فعال هستند. این سازمان ها در تمام عرصه هاى ملى و بین المللى فعالیت مى كنند. به طور مثال نقش موثر شهروندان در اداره امور خود در محدوده یك شهر در چارچوب سازمان هاى غیردولتى و مدنى قابل تصور است. شهروندان در این مشاركت فعال صاحب تجربه، تخصص و آگاهى و در توسعه اجتماعى توانمند مى شوند. دامنه فعالیت این سازمان ها از امور امدادى، رفاهى و مذهبى تا دفاع از حقوق بشر، پناهندگى و توسعه علوم و تكنولوژى و امور زنان و جوانان را شامل مى شود. سازمان هاى غیردولتى كانال ارتباطى بین مردم و دولت هستند و نقش موثرى در رشد و بلوغ اجتماعى بازى مى كنند. هر شخصى به دور از تعصبات نژادى، فرهنگى، جنسى و یا اعتقادات مذهبى فقط با پذیرفتن آرمان هاى خاص تشكل مى تواند عضو سازمان هاى غیردولتى شود.
جامعه مدنى جامعه اى است كه در آن روابط مردم با هم و مردم با دولت و نهادهاى دولتى از یك سو و بالعكس براساس قانون تنظیم و مرتب شده است كه سازمان هاى غیردولتى شفاف ترین نهادهاى جامعه مدنى هستند.
به طور كل نهادهاى غیردولتى خودجوش داراى ویژگى هاى ذیل هستند:
داراى اساسنامه، اهداف تشكیلات و ساختارى مشخص.
غیرانتفاعى بوده و به داوطلبان و اعضاى آن سودى تعلق نمى گیرد.
حزب یا تشكل سیاسى نبوده و به هیچ یك از احزاب و یا تشكل هاى سیاسى وابستگى ندارند.
اعضاى آن افراد داوطلب هستند، عضوپذیرند و براى عضویت شرایط خاصى جز پذیرش مفاد اساسنامه و علاقه مندى به كار داوطلبانه در آن سازمان وجود ندارد.
كلیه اقدامات و فعالیت هاى آنها به صورت علنى و آشكار است و عملكرد شفافى دارند.
وضعیت مالى این سازمان ها كه شامل درآمدها و هزینه ها است، روشن، مشخص و قابل دسترس براى اعضا و سایرین است.
هدف این سازمان ها كمك به بهبود وضع جامعه، حفظ منافع مالى و مصالح عمومى كشور است.
به هیچ سازمان و یا نهاد دولتى وابسته نیستند.
 

جنبش NGOها در ایران

با وجود اینكه فعالیت هاى مردمى و خودجوش در كشور ایران سابقه اى بسیار طولانى دارد، تاكنون این فعالیت ها نتوانسته اند خود را با تعاریف جدید منطبق كنند و یا نقش عمده اى را در هدایت و اداره كشور ایفا نمایند. در حال حاضر فعالیت هاى داوطلبانه در ایران به دوگونه عمده شكل مى گیرد. اولى در قالب سنتى كه بیشتر شامل هیات هاى عزادارى و نهادهاى مذهبى است و دومى فعالیت هایى است كه بر اساس تعاریف جدید از سازمان غیردولتى و به صورت سازمانى شكل مى گیرند.جداى از ماهیت و هدف هركدام از این فعالیت ها و نهادها، آنچه كه مهم است توانایى سازمان ها و نهادها در به كار گیرى توانایى مردم به صورت داوطلبانه است كه در صورت تعریف صحیح مى توانند هدایت كننده بزرگ ترین سرمایه اجتماعى كه مشاركت مردم در شرایط مختلف است، باشند.


بحران مدیریت یا مدیریت بحران
بحران انطباق بین نیازها و منابع است بدین معنى كه در شرایط عادى، توازن بین نیازهاى جامعه از یك طرف و توانمندى ها و منابع موجود از طرف دیگر برقرار است. با بروز شرایط بحرانى كه مى تواند نتیجه بروز هر اتفاق غیرعادى و پیش بینى نشده طبیعى و غیرطبیعى همچون زلزله، سیل، توفان هاى بزرگ، جنگ و... باشد، به دلیل شرایط خاصى كه بر جامعه تحمیل مى شود، دیگر شاهد توازن بین نیازها و منابع نخواهیم بود.
با بروز شرایط بحرانى توانمندى ها به دلیل آسیب دیدگى زیرساخت ها به شدت كاهش مى یابد كه معمولاً با روانه كردن كمك به مناطق بحران زده سعى در جبران این افت منابع مى كنند. از سوى دیگر، با وجود اینكه تعداد نیازها در شرایط بحرانى بسیار محدود مى شود، ولى میزان تقاضا براى همین تعداد اندك نیازها آنچنان افزایش مى یابد كه بار بسیار زیادى را به جامعه تحمیل مى كند.براى مثال در یك منطقه آسیب دیده از زلزله، با تخریب و از بین رفتن انبارها و راه هاى ارتباطى توان ارائه خدمات كاهش مى یابد. نیاز به برخى موارد همچون امكانات ورزشى و تفریحى به صورت موقت از بین رفته و حجم بسیار بالایى از تقاضا براى نیازهاى اولیه از جمله خوراك، پوشاك، سرپناه موقت و... ایجاد مى شود.مدیریت بحران، یعنى بازگرداندن تعادل دوباره بین منابع و نیازها. سه ابزار مهم براى برقرارى شرایط موازنه وجود دارد: افزایش منابع، كاهش نیازها، جابه جایى تكیه گاه (فرماندهى بحران).
افزایش منابع
بررسى عملكرد در بحران هاى گذشته در ایران نشان مى دهد كه توجه و هدف كلى بر مبناى افزایش منابع بوده است. یعنى مدیران دولتى، تمام تلاش خود را در جهت سرازیر كردن خیل كمك هاى مردمى و دولتى در منطقه بحران زده كرده اند و تاكنون كوچك ترین توجهى به كاهش نیاز ها و یا جابه جایى تكیه گاه براى كنترل بحران در ایران نكرده ایم. تجربه هاى گذشته نشان مى دهد كه فقط با عرضه اقلام مورد نیاز و بدون داشتن برنامه ریزى دقیق در جهت توزیع و... بسیارى از این كمك ها عقیم مانده و به نحو صحیحى به دست نیازمندان نخواهد رسید.
كاهش نیاز ها
بى گمان تمامى مسئولین و نیرو هاى درگیر در امر مدیریت بحران تمركز خود را بر مردم آسیب دیده متمركز مى كنند و بر اساس نیاز هاى آنهاست كه به شرح عملكرد خود مى پردازند لذا براى آنكه به امر كاهش نیاز ها بپردازیم مى بایست در ابتدا با مستند سازى وقایع گذشته در خصوص بحران هاى پیش آمده در ایران به توصیفى از شرایط به وجود آمده در آن زمان برسیم، در این صورت آنچه در ابتدا براى همه روشن خواهد شد نبود آگاهى مردم آسیب دیده در خصوص حفظ جان خود و خانواده تحت سرپرستى آنها است كه ایجاد این آگاهى، مستلزم آموزش قبل از زلزله است. اگر ساكنان یك مجتمع مسكونى یا ساكنان یك محله آموزش هاى مدون و یكسان مقابله با زلزله و شرایط بحران را دیده باشند، پس از زلزله به سادگى توانایى ایجاد امنیت، تامین سرپناه موقت، انجام مراحل اولیه زنده یابى و... را خواهند داشت. از طرف دیگر، چون از قبل خود را براى زلزله آماده كرده اند با استفاده از طرح هایى همچون كیف زلزله امكان تامین نیاز هاى خود را در روز هاى اول بحران خواهند داشت. بدین ترتیب، نیاز هایى كه باید در شرایط بحران تامین شوند، قبل از بروز بحران و با استفاده از آموزش هاى اولیه تامین خواهند شد.
جابه جایى تكیه گاه
فرماندهى بحران صحیح، جابه جا كننده تكیه گاه به سمت نیاز ها و در نتیجه كمك به برقرارى تعادل دوباره بین عرضه و تقاضا است. حركت تكیه گاه در حقیقت طراحى برنامه جامع مدیریتى و اجراى آن است كه مى تواند به بحران با دید كلان نگاه كرده و به جز براى هر قسمت تعریفى دقیق و اجرایى داشته باشد به طور مثال مى توان به بالا بردن دانش فنى گروه هاى امدادگر اشاره كرد كه با استفاده كردن از نرم افزار ها و سخت افزار هاى مورد نیاز و یك برنامه مدیریتى قوى بتوانند با حداقل نیرو هاى تحت امر و تجهیزات سالم بر جاى مانده از زلزله، عملیاتى فراتر از توانایى معمول داشته باشند. علاوه بر این مدیریت بر مسیر هاى مواصلاتى و یا تامین امنیت در یك منطقه آسیب دیده نیازمند برنامه ریزى دقیق و هماهنگى كامل بین نهاد هاى عمل كننده است.


مدیریت بحران سنتى در ایران
در دید كلان به امر مدیریت بحران متوجه مى شویم كه معمولاً به صورت سنتى مراحل زمانى زلزله را به سه مرحله قبل، حین و پس از زلزله تقسیم بندى مى كنند.
از سوى دیگر در كشور ما همواره تصور بر این بوده است كه مدیریت بر بحران فقط مختص پس از وقوع بحران است و هیچ نیازى به آمادگى براى مقابله براى مدیریت بر بحران نیست و تمام تصمیمات به صورت همزمان گرفته مى شود، یعنى تمام مدیرانى كه تا زمان وقوع زمین لرزه كوچك ترین آموزشى در زمینه همكارى به هنگام بحران و... ندیده اند، با وقوع زلزله در ستاد بحران تشكیل شده حاضر مى شوند. این نظامى بوده است كه تاكنون در كشور ما جارى بوده كه نتایج عملكرد براساس چنین روشى را مى توانیم از زلزله هاى گذشته و عملكردهاى گذشته شاهد باشیم.در صورتى كه تمام برنامه هاى اجرایى مدیریت ها مى بایست براى مواقع بحرانى از قبل طراحى و تمرین شده باشند. همان گونه كه تمام مقاوم سازى ها و ایمن سازى ها باید قبل از وقوع زلزله انجام پذیرد. آنچه كه براى بعد از زلزله مى ماند عملكرد صحیح براساس برنامه ریزى هاى از قبل تهیه شده و استفاده بجا، به موقع و صحیح از مواد و ملزومات آماده شده براى شرایط بحرانى است.


بحران هاى پس از زلزله در ایران
پدیده زمین لرزه یك واقعه طبیعى است كه از نظر متخصصان به هیچ عنوان به خودى خود خطرساز نیست بلكه این دست سازهاى بشرى هستند كه به هنگام وقوع زلزله به دلیل سست بودن و نبود انطباق آنها با دستورالعمل هاى ساخت وساز، باعث ایجاد خسارت هاى مالى و جانى مى شوند.زلزله با آسیب رساندن وسیع به زیرساخت هاى شهرى، جامعه را با مشكلات عمده اى مواجه مى كند كه به دلیل تفاوت هاى ساختارى جوامع مختلف، برخى از این مشكلات تعاریف متفاوتى در كشورها و حتى شهرهاى گوناگون دارند. كشور ایران نیز از این امر مستثنى نیست چرا كه مى دانیم جامعه ایرانى، خصوصیات ایرانى داشته و در نتیجه با بحران هاى ایرانى نیز روبه رو است. برخى از بحران هاى پس از زلزله ویژه كشور ماست و در نتیجه هیچ كارشناس خارجى قادر به درك شرایط و روحیات ایرانى پس از زلزله نیست.
به طور كلى ۲۳ بحران پس از زلزله با توجه به ویژگى هاى كشور ایران طبقه بندى و تعریف شده است. برخى از این بحران ها، بحران هاى اجتماعى است كه فقط باید از طریق جامعه شناسان مورد بررسى و تعریف قرار بگیرد. از جمله این مشكلات مى توان این موارد را برشمرد: بحران امنیت، بحران زنان و دختران پس از زلزله، كودكان بى سرپرست، بحران اطلاع رسانى.
به درستى تك تك بحران ها به عنوان یك زیرساخت اساسى در امر مدیریت بحران مطلبى بوده است كه به عنوان اولین هدف پژوهشى جمعیت كاهش خطرات زلزله ایران مورد توجه قرار گرفته و اكنون با ارائه اولین گزارش آشنایى با بحران هاى پس از زلزله در ایران به این مهم دست یافته است. گام بعدى بسط و تشریح جزئیات این موارد براى استفاده كارشناسان و دانشگاهیان عزیز است تا بتوانند گامى بلند براى وارد كردن دانش لازم به عرصه اجرایى مدیریت بحران برداشته باشند.


نظام ساخت وساز كشور
كشور ایران یك كشور مبتنى بر نظام هاى دولتى است، چه در صنعت خودروسازى و چه در صنعت ساخت وساز، تمام ارگان هاى درگیر در امر ساخت وساز دولتى هستند و حتى نظام هایى كه باید عملكرد جداى از دولت و مستقل داشته باشند، امروزه جزیى از پیكر دولت شده اند. در كشور ایران متولیان ساخت وساز به چند بخش تقسیم مى شوند:
وزارت مسكن و شهرسازى ، بنیاد مسكن انقلاب اسلامى ، نظام مهندس ساختمان ، شهردارى ها
از سوى دیگر نهادهاى علمى زیادى نیز كه شامل دانشگاه ها، پژوهشگاه بین المللى زلزله شناسى و مهندسى زلزله و مركز تحقیقات ساختمان و مسكن نیز وجود دارند كه به صورت دولتى در زمینه تحقیقات علمى و فعالیت هاى مشاوره اى فعالیت مى كنند.
شركت هاى خصوصى كه در رده پیمانكارى و مشاوره فعالیت مى كنند و در پروژه هاى كلان كارفرماى آنها لزوماً دولت است.
حال ببینیم چه آسیب هایى متوجه چنین ساختارى خواهد بود:
با یك نگاه اجمالى بر روند فوق، مشاهده مى شود كه تمام نهادهاى نظارتى ساخت وسازهاى عمده در كشور ایران، دولتى یا شبه دولتى هستند در حال حاضر بازسازى بم به بنیاد مسكن واگذار شده است. ایا نهاد دیگرى كه بتواند بر روند ساخت و ساز بنیاد مسكن نظارت داشته باشد مى تواند دولتى و از همان پیكره باشد؟
لذا باید توجه كرد كه در مرحله ساخت و ساز وجود سازمان هاى مستقل از دولت كه به صورت چشم بیناى اجتماع بر فعالیت نهادهاى متولى ساخت و ساز نظارت مى كنند امرى حتمى و لازم است. علاوه بر موارد ساخت و ساز، حتى در مرحله سیاست هاى كلان ساخت و ساز نیز وجود چنین ارگان هایى كاملاً لازم و حتمى است. چرا كه وقتى وزارت مسكن و شهرسازى با سیاست هاى خود باعث كشیده شدن شهر به سوى گسل هاى فعال در شهرهاى مختلف شده است، نهادى كه در این زمینه ذینفع باشد نخواهد توانست اعتراضى داشته باشد. در این شرایط حضور سازمان هاى غیردولتى در جایگاه نظارتى كه به صورت بى طرف نقدكننده پروژه اى باشند كه مستقیماً بر زندگى مردم تاثیرگذار است، انكارناپذیر است.


نقش سازمان هاى غیردولتى
زلزله، علاوه بر جنبه عمرانى و مهندسى، جنبش اجتماعى نیز دارد. یك زلزله علاوه بر فروریختن ساختمان ها، نظام هاى اجتماعى را نیز در هم مى شكند.


- افزایش منابع:

فعالیت عمده در كشور ما پس از زلزله، در زمینه جلب كمك هاى مردمى و انتقال آن به مناطق آسیب دیده بوده است كه شاید در این بین تجربه هاى زیادى نصیب دست اندركاران شده است. مردم كشور ایران در زمینه كمك رسانى و اهداى هدایا در طول سالیان متوالى امتحان خود را پس داده اند و به عنوان یكى از خصوصیات انسان دوستانه مردم ایران به شمار مى رود. باید توجه داشت كه منابع فقط منابع جنسى یا مالى را شامل نمى شود و دربر گیرنده مسائل روحى، روانى و معنوى نیز است. با توجه به زمینه هاى فعالیت، از حضور سازمان هاى غیردولتى مى توان در كاهش آلام ناشى از زمین لرزه بهره مند شد.


- كاهش نیازها:

كاهش نیازها به هنگام بحران مستلزم سرمایه گذارى قبل از شرایط بحران است بدین معنى كه پس از وقوع زمین لرزه به هیچ عنوان نمى توان به گونه اى عمل كرد كه منجر به كاهش خسارت ها شود بلكه تنها مى توان به جبران قسمتى از خسارت هاى وارده نایل شد. دو عامل عمده در جهت كاهش خسارت هاى وارده عبارتند از: ایمن سازى و مقاوم سازى، آموزش هاى عمومى و همگانى .براى عملى شدن هر دو مورد فوق نیاز به بسترسازى فرهنگى گسترده اى است كه شاید بتوان گفت كه فرهنگسازى از نقش هاى اساسى سازمان هاى غیردولتى است. از طرف دیگر سازمان هاى غیردولتى مى توانند به عنوان ناظر بى طرف در روند ساخت و سازهاى عمومى و خصوصى عمل كنند و اقدام به انتشار گزارش در سطح عمومى كنند.


- فرماندهى بحران:

فرماندهى بحران در واقع مدیریت بر ۲۳ بحران به وجود آمده پس از زلزله است كه این بحران ها توسط جمعیت كاهش خطرات زلزله ایران معرفى و كدبندى شده اند. این موارد در بر گیرنده بحران مسیرهاى مواصلاتى تا بحران هاى زنان و دختران پس از زمین لرزه است. مدیریت بر بحران هاى اجتماعى از جمله مواردى است كه باید در اختیار سازمان هاى غیردولتى كه به عنوان نمونه در زمینه مسائل زنان یا كودكان فعالیت مى كنند قرار گیرد.
 

 
 
 

هر گونه کپی برداری بدون اجازه صاحب اثر ممنوع است. [email protected]